ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٧  

 لیندون لاروش:

نقش انگلیس در پشت انفجارات

بمبئی

 

یک سیاستمدار آمریکایی با اشاره به دستگیری دو عضو سازمان اطلاعات نظامی انگلیس در شهر بصره که سر و وضع خود را شبیه اعراب درآورده بودند و در خودروی خود مواد منفجره و بمب‌های قوی حمل می‌کردند، گفت: سرویس جاسوسی انگلیس در پس حملات اخیر بمبئی بوده است.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری “محیط”،‌”لیندون لاروش”سیاستمدار پیشین و روشنفکر آمریکایی تاکید کرد: سازمان جاسوسی انگلیس گروه‌‌های اسلام‌گرا در لندن و دیگر شهرهای انگلیس را برای تحقق اهداف راهبردی در جهان به کار می‌گیرد.

وی افزود: علیرغم اینکه انگشت اتهام به سوی گروه‌های پاکستانی و طرف‌هایی در سرویس اطلاعاتی پاکستان است و احتمال دست داشتن این دستگاه و نه دولت پاکستان هم می‌‌رود اما این گروه‌ها نمی‌توانند دست به اقدامی به این گستردگی زده باشند و در عملیات خود از سوی طرف‌های بین‌المللی حمایت نشده باشند.

این روشنفکر آمریکایی گفت: این اتفاق شبیه حملات یازده سپتامبر علیه آمریکا بود و علیرغم اینکه شمار زیادی از سرنشینان هواپیماهایی که برج‌های دوقلو را هدف قرار دادند، سعودی بودند، اما نمی‌توان گفت که عربستان در پس آن حملات بود.

لاروش اظهار داشت: حملات بمبئی در واپسین روزهای باقیمانده از عمر دولت شکست خورده “جورج بوش”،‌ صورت گرفته در حالی که برخی از معاونان وی همچون “دیک چنی”، هنوز تشنه حمله به ایران، سوریه و یا هدفی دیگر هستند که بر اساس آن دولت جدید آمریکا به ریاست “باراک اوباما” همچنان درگیر آنچه که مبارزه تروریسم خوانده می‌شود باشد و این در حالی است که دولت اوباما نیاز به گفت‌وگو با قدرت‌های جهانی در آسیا برای حل بحران اقتصادی دارد.

روزنامه‌های انگلیسی و هندی در هفته گذشته به نقل از مقامات هندی آورده بودند که حداقل دو تن از تروریست‌های حملات بمبئی که دستگیر شده‌اند ملیت انگلیسی داشته‌اند.

اما پس از اینکه گوردون براون”،‌نخست‌وزیر انگلیس نسبت به صحیت ایناخبار ابراز تردید کرد اطلاعات بیشتر درباره آن از گزارش‌های خبری مخفی شد.

این امر، قضیه دو عضو سازمان اطلاعات نظامی انگلیسی در شهر بصره را به یاد می‌آورد که در حالی که سر و وضع خود را شبیه اعراب درآورده بودند و در خودروی خود مواد منفجره و بمب‌های قوی حمل می‌کردند دستگیر شدند اما نیروهای انگلیسی اجازه ندادند که تحقیقات درباره آنها صورت نگیرد.

لازم به ذکر است، بیش از ۱۰ تن از مقامات بلندپایه امنیت ملی در دولت “بیل کلینتون”، رئیس جمهور اسبق آمریکا از وزارت خارجه این کشور که “مادلین آلبرایت”،‌ریاست وقت آن رابرعهده داشت خواسته بودند که انگلیس را در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار دهد و ادله‌ای را ارائه دادند که دخالت انگلیس در حمایت از تروریسم از طریق سیطره سرویس اطلاعاتی انگلیس علیه گروه‌های تندرو ثابت می‌کرد و بر اساس آن لندن افرادی را برای حمله به اهدافی در هند، روسیه، چین، ایران، ترکیه، مصر، لیبی، الجزائر، عربستان، یمن و دیگر کشورها حمایت مالی و تجهیزاتی می‌کرده است


 
 
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٧  

 


بوش :


آمریکا باید در موضع تهاجمی باقی بماند

 

 

رئیس جمهور آمریکا از دکترین مداخله نظامی برای برچیدن تهدیدهای بالقوه علیه امنیت ملی آمریکا دفاع کرد و در پیامی به پاکستان گفت : ما هر آنچه که لازم است برای حفاظت از مردم و نیروهای آمریکایی انجام خواهیم داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) جورج بوش رئیس جمهور آمریکا این اظهارات را طی سخنرانی در آکادمی نظامی آمریکا در وست پوینت اعلام کرد.
جورج بوش در این سخنرانی به حملات تروریستی بمبئی اشاره کرد و گفت که این حمله نشان داد که تروریست ها هنوز نیز چالش جدی محسوب می شوند.
رئیس جمهور آمریکا تصریح کرد که جانشین وی باید استراتژی های نظامی و دیپلماتیک را برای غلبه بر تروریست ها ادامه بدهد.
به گزارش روزنامه نیویورک تایمز بوش افزود : در سالهای آتی کشور ما باید به توسعه توانایی هایمان در مقابله با دشمنان آمریکا در سراسر جهان ادامه بدهد. آمریکا باید در موضع تهاجمی باقی بماند.
رئیس جمهور آمریکا در این سخنرانی از پاکستان تمجید و در عین حال انتقاد کرد و گفت : دولت پاکستان و مردم این کشور در حال فعالیت در راستای مقابله با تروریسم هستند چون خود آنها نیز قربانی این پدیده می باشند.
اما رئیس جمهور آمریکا به این موضوع نیز اشاره کرد که مناطق قبیله نشین در مرز پاکستان ـ افغانستان یک مشکل برجسته است .
وی افزود : در حالی که آمریکا از اقدامات اسلام آباد برای کنترل این مناطق حمایت می کند هم چنین در صورت لزوم اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
رئیس جمهور آمریکا هم چنین به اقدامات دولتش در ایجاد تغییرات در ارتش آمریکا شامل افزایش استفاده از هواپیماهای کنترل از راه دور دگرگونی در آموزش های نظامی علیه فعالیت های شبه نظامیان ایجاد سیستم سپر دفاع موشکی و اعطای نقش محوری به نیروی عملیات ویژه در مبارزه جهانی علیه تروریست ها اشاره کرد.
بوش تصریح کرد که همه اقدامات دولتش چه در داخل و چه در خارج در راستای طرح های وی حرکت نکرده است .
بوش در مورد جنگ عراق گفت که جنگ در عراق طولانی تر و سخت تر از آنچه که انتظار می رفت پیش رفته است .
اما رئیس جمهور آمریکا در ادامه مدعی شد که جنگ در عراق به پایان موفقیت آمیزی نزدیک است .
وی بار دیگر از طرح افزایش نیروها در عراق بجای خروج آنها برای پیشرفت در اوضاع امنیتی این کشور دفاع کرد.
بوش در ادامه سخنان خود به کشتن یا دستگیری صدها عضو القاعده در سراسر جهان از جمله خالد شیخ محمد مظنون طراحی حملات 11 سپتامبر اشاره کرد و گفت که اسامه بن لادن و ایمن الظواهری رهبران ارشد القاعده از دست نیروهای آمریکایی و ائتلافی گریزان هستند.
بوش گفت : بن لادن و الظواهری هم اکنون در حال فرار هستند. آنها با چنان فشاری روبرو می باشند که تنها راه زنده ماندنشان زندگی در زیر زمین است . روزی که آنها با قانون و عدالت روبرو شوند و به سزای اعمالشان برسند فرا می رسد.

 
 
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٧  

 


نیروهای آمریکایی به اشتباه 6 پلیس افغان را  کشتند  
مقامات می گویند که نیروهای آمریکایی به اشتباه شش پلیس افغان و یک غیر نظامی را پس از تیراندازی پلیس افغانستان به سوی نیروهای آمریکایی در یک عملیات کشته اند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ارتش آمریکا طی بیانیه ای اعلام کرد : این تلفات اوایل دیروز و در نتیجه یک تشخیص هویت اشتباه از سوی دو طرف بوجود آمد.
در این بیانیه آمده است : پلیس افغانستان پس از درگیری سربازان به سوی نیروهای آمریکایی شلیک کرد و یک شبه نظامی مسلح را در نزدیکی یک پاسگاه پلیس در مرکز استان زابل کشت . هم چنین در این تیراندازی 13 افغان زخمی شدند .
جیلان خان معاون رئیس پلیس استان گفت : این حمله باعث فرو ریختن سقف پاسگاه پلیس شد.
مقامات افغان و آمریکایی در حال عزیمت از کابل به سمت محل درگیری برای تحقیقات هستند.


 
 
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٧  

فرماندار ایالت ایلینوی دستگیر شد

قانونگذاران ایالتی و فدرال در آمریکا می گویند از خلافکاری « راد بلگویویچ » فرماندار ایلینوی به خشم آمده اند و برخی از او خواسته اند استعفا دهد.
فرماندار ایلینوی روز سه شنبه دستگیر شد. او متهم است که از مقام خود برای گرفتن رشوه و امتیازات دیگر در مقابل واگذاری کرسی سناتوری باراک اوباما رییس جمهوری منتخب سو استفاده کرده است .
« دیک دوربین » سناتور دمکرات ایلینوی گفت فرماندار « آشکارا از اعتماد عمومی سواستفاده کرده است » . او همچنین می گوید پارلمان ایالتی ایلینوی باید دستور دهد انتخابات ویژه ای برای پر کردن کرسی سنا که اوباما خالی کرده است برگزار شود.
در ایلینوی معمولا مسئولیت نامیدن جایگزینی برای یک سناتور به فرماندار واگذار می شود اما « دوربین » می گوید در شرایط فعلی هیچ انتصابی به وسیله فرماندار نمی تواند « جایگزین معتبری » باشد.
بسیاری از مقامات ایالتی و محلی ایلینوی می خواهند « راد بلگویوویچ » استعفا دهد و برخی می گویند او در صورت خودداری باید استیضاح شود. شهردار شیکاگو این رسوایی را یک « روز بد » نامید و گفت انتخاب سناتور بعدی » برای آینده این ایالت و این کشور بسیار حیاتی است .


 
 
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧  

افشاى دیدارهاى محرمانه هیئت هاى عربى

 در لندن ، واشنگتن و ریاض

منابع آگاه از دیدارهاى محرمانه و دوره اى چند هیئت کشورهاى عربى با مقام هاى اسرائیلى و آمریکایى در ریاض، واشنگتن و لندن طى دو هفته گذشته خبر دادند. به گزارش خبرگزارى قدس به نقل از نشریه المنار، منابع آگاه افزودند، این دیدارها که به طور گسترده برگزار شد به بررسى مسئله قدس، اختلافات داخلى گروه هاى فلسطینى و اسکان آوارگان در کشورهاى عربى اختصاص داشت. قرار است براساس این طرح، با استفاده از وابستگى کشورهاى عربى و با حذف طرف فلسطینی، بحران سرزمین هاى اشغالى براساس طرح صلح عربى حل شود. منابع آگاه همچنین اظهار داشتند، در این طرح ابتدا اسرائیل با کشورهاى عربى به توافق خواهد رسید و سپس اعراب با بهره بردارى از اختلاف هاى داخلى فلسطین شرایط خود را به ملت فلسطین تحمیل خواهند کرد. طبق این گزارش، ریاض دو هیئت به چند کشور عربى فرستاده است تا آنها را در جریان نتایج دیدار مقام هاى سعودى با مشاوران رئیس جمهور جدید آمریکا قرار دهد. هیئت سعودی، اروپایى و آمریکایى که در این دیدارهاى محرمانه شرکت داشتند براى حل مشکل فلسطین براساس طرح صلح عربى به نتیجه رسیدند اما قرار شد که عادى سازى کامل روابط با اسرائیل در مرحله بعدى طرح، عملى شود. طرح صلح عربى که در سال 2002 در نشست سران عرب در بیروت برگزار شد بر عقب نشینى اسرائیل از مناطق اشغالى 1967 در قبال عادى سازى روابط تل آویو با اعراب تأکید مى کند.

 
 
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧  

عربستان با آمریکا و بحرین با روسیه توافقنامه

 هسته اى امضا کردند

عربستان با آمریکا و بحرین با روسیه در زمینه همکارى هسته اى به توافق رسیدند. عربستان و آمریکا توافقنامه بلندمدت همکارى از جمله در زمینه انرژى هسته اى امضا کردند. به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از روزنامه «شرق الاوسط» عربستان سعودى و آمریکا روز سه شنبه توافقنامه همکارى بلندمدت در زمینه علوم و فن آورى از جمله در زمینه هسته اى به امضا رساندند. «ایسنا» نیز به نقل از «نووستی» گزارش داد که رئیس جمهورى روسیه و پادشاه بحرین طى نشستى در مسکو درباره افزایش همکارى هاى دو کشور در زمینه هسته اى به توافق رسیدند. هنوز گزارشى از جزئیات این دو توافقنامه هسته اى و هزینه آن منتشر نشده است


 
 
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧  
 

امضاى توافقنامه امنیتى و نظامى میان ناتو و

رژیم صهیونیستی

سازمان پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو) و رژیم اشغالگر قدس روز گذشته توافقنامه اى با هدف تقویت همکارى نظامى و امنیتى میان یکدیگر امضا کردند. به گزارش خبرگزارى مهر به نقل از شبکه تلویزیونى المنار لبنان، یک مسئول ناتو در این باره گفت، برخى بندها در برنامه همکارى دو جانبه امضا شده میان ناتو و اسرائیل در اکتبر سال 2006 را تغییر داده ایم. وى افزود: برگزارى رزمایش هاى نظامى مشترک و مسائل امنیتی، در چارچوب این توافقنامه قرار دارد. وى اظهار داشت: امضاى توافقنامه  نظامى و امنیتى با ناتو باعث مبارزه با تروریسم و تبادل اطلاعات و گسترش دامنه رزمایش هاى نظامى میان اسرائیل و کشورهاى عضو ناتو خواهد شد. تزیپى لیونى وزیر خارجه رژیم صهیونیستى نیز که اخیرا به بلژیک سفر کرده است خواستار تقویت روابط سیاسى و امنیتى میان اسرائیل و ناتو شده است.

 
 
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧  

توصیه "رند کورپوریشن":

 جنگ، تنها راه نجات اقتصاد ورشکسته آمریکاست!

مى گویند، «رند کورپوریشن»  (RAND Corporation) اخیراً با ارائه یک پیشنهاد تکان دهنده و شوک آور به پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا را تحت فشار قرار داده است تا در راستاى تقویت اقتصاد این کشور و پیشگیرى از رکود، جنگى علیه یک قدرت بزرگ خارجى به راه اندازد! سایت «پریزن پلانت» به نقل از معتبرترین مطبوعات چین که این مطلب را فاش ساخته اند، مى نویسد: درپى این پیشنهاد، بحثى داغ میان چین، روسیه و حتى ژاپن که گمان مى رفت هدف این تهاجم باشد، در چین درگرفت. مطبوعات چین خود نیز از منابع اطلاعاتى فرانسوى نقل مى کنند که به پیشنهاد «رند کورپوریشن» دست یافته اند. به این ترتیب، پیشنهاد مزبور توصیه مى کند که 700میلیارد دلارى که به پر کردن صندوق هاى «وال استریت» و بانک هاى ورشکسته آمریکا اختصاص یافته است، به کار تأمین هزینه جنگى جدید آید که به نوبه خود بازارهاى رو به موت بورس را جان تازه اى مى بخشد. «رند کورپوریشن» یک سازمان غیردولتى است که به داشتن قدرت فراوان اشتهار و ارتباطى عمیق با مجموعه نظامی- صنعتى آمریکا و روابطى بسیار نزدیک با بنیادهاى «فورد»، «راکفلر» و «کارنگی» دارد. مدیریت کنونى این سازمان نیز افرادى چون «فرانک چارلز کارلوچى سوم»، وزیر اسبق وزارت جنگ و معاون سازمان «سیا»، «رونالد ال اولسون» رئیس شوراى روابط خارجى و وزیر کار اسبق و همچنین «کارل بیلت»، عضو ارشد «بیلدربرگ» و نخست وزیر سابق سوئد، را در برمى گیرد. «کارلوچی» در سال هاى 1989 تا 2005 ریاست گروه «کارلایل» را برعهده داشت و بر سودهاى عظیم دست اندرکاران جنگ نظارت مى کرد که درپى اشغال افغانستان پس از وقایع 11سپتامبر 2001 با دولت قرارداد بسته بودند. گروه «کارلایل» مبالغى نیز از صندوق هاى خانواده «بن لادن» دریافت کرده است. پیشنهاد بى شرمانه «رند کورپوریشن» مصرانه بر این مهم تأکید مى ورزد که باید جنگ تازه اى به راه انداخته شود که به سود اقتصاد آمریکا باشد، اما این موضوع را نیز خاطرنشان مى سازد که کشورى که هدف قرار مى گیرد نیز باید قدرتى بزرگ و بانفوذ باشد و نه کشورى کوچک به ابعاد افغانستان و یا عراق! انتشار مقالات مطبوعات چینى موجى از بحث و جدل عمومى و تنش بسیار درباره احتمال نقش گرفتن یک منازعه جهانى جدید در افق، به راه انداخته است: «سوهو دات کام»، بزرگترین رسانه چین، چنین نتیجه گیرى مى کند که هدف جنگ تازه احتمالاً چین و روسیه خواهد بود، اما مى تواند کشورى از خاورمیانه نیز باشد. ژاپن نیز به عنوان هدف بالقوه ذکر شده است، چراکه بستانکار اصلى بدهى هاى آمریکاست و کره شمالى نیز به عنوان هدف مدنظر قرار گرفته و سپس از فهرست حذف شده است، زیرا که وسعت این جنگ با نیازهاى «رند کورپوریشن» همخوانى ندارد. و اما، پیشنهاد نسبت داده شده به «رند کورپوریشن» با اظهارات و تفسیرهاى اخیر «جو بایدن»، «کالین پاول»، «مادلین آلبرایت» و سایرین  مبنى بر این «ضمانت» که «باراک اوباما» بلافاصله پس از دستیابى به قدرت با یک «بحران بین المللی» عمده روبرو خواهد بود، کاملاً هماهنگ است. همینطور، با هشدار «مایکل بایر»، رئیس یک گروه مشورتى بسیار مهم پنتاگون، که اعلام مى کند، دولت آینده آمریکا در نخستین ماه هاى کارى خود با یک بحران بین المللى مواجه خواهد گردید. امید است که اشخاصى خردمند یا دست کم افرادى با عقل سلیم- مانند ژنرال هاى ارشد آمریکا که «بوش» را تهدید کردند در صورت صدور دستور حمله به ایران، استعفا خواهند داد- که مایل نیستند یک جنگ جهانى هسته اى به راه انداخته شود، با پیشنهاد «رند کورپوریشن» به مخالفت برخیزند. دریاسالار «ویلیام فالون»، رئیس فرماندهى مرکزى آمریکا نیز مارس گذشته به دلیل مخالفتش با سیاست دولت «بوش» در قبال ایران، از مقام خود استعفا داد. منابع: سایت هاى «انفووار» و «آلترانفو»

 
 
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧  

الگوى سرمایه دارى عامل بحران هاى جهان

ترجمه  و تنظیم: مژگان نژند

 اشاره آلامى که امروز گریبانگیر دلالان و سوداگران بزرگ جهان شده تمامى توجه رسانه ها را به خود معطوف ساخته، بلایاى خانمانسوزى را  که بر ملت هاى «جنوب» نازل گردیده از افکار عمومى پنهان داشته است. درحالى که دولت هاى غربى به منظور نجات اموال و دارایى هاى این «تافته هاى جدا بافته» تمامى نیرو و امکانات خود را به کار بسته اند، «اریک توسن» تاریخدان، استاد دانشگاه «لیژ» (بلژیک) و «پاریس» (فرانسه) و رئیس «کمیته لغو بدهى هاى جهان سوم» در بلژیک، خاطر نشان مى سازد که یافتن پاسخ هایى اصولى که حل و فصل همزمان بحران هاى مالى وغذایى و نیز پیامدهاى بحران آب وهوایى را ممکن سازند، امرى الزامى است. ¤ سرویس خارجى کیهان از دیدگاه «اریک توسن»،  انفجار بحران هاى غذایی، اقتصادى و مالى درسال هاى 2700 و 2008 نشان مى دهد تا چه اندازه اقتصادهاى کره زمین به یکدیگر پیوند خورده و از هم تأثیر مى پذیرند. به همین دلیل نیز، براى حل این بحران ها باید که درد از ریشه درمان شود. بحران غذایی درسال هاى 2007 و 2008، افزایش بیش از حد قیمت مواد غذایى سبب گردید بیش از نیمى از جمعیت کره زمین با تنزل شدید سطح زندگى خود روبرو گردد، و این موضوع در نیمه نخست سال 2008 اعتراضات گسترده و انبوهى را در دست کم پانزده کشور جهان بهمراه آورد. رقم اشخاصى که با گرسنگى دست و پنجه نرم مى کردند ده ها میلیون تن سنگین تر شد و صدها میلیون تن با کاهش امکانات دسترسى به مواد غذایى و در نتیجه، دیگر اموال و خدمات حیاتى مواجه گردیدند. چرا که، خانواده هاى فقیر به منظور تأمین مواد غذایى خود که به قیمتى سرسام آور دست یافته بودند، مجبور شدند از مخارج بهداشت، آموزش و نیز مسکن خود بکاهند. و مسبب تمامى این آلام، تصمیمات نابجاى مشتى کارخانه در بخش هاى کشاورزی- تجارت (تولیدکننده مواد سوختى کشاورزی) و مالى (سرمایه گذاران نهادهاى مالى که نقش عمده در دستکارى قیمت محصولات کشاورزى ایفا مى کند) است که از حمایت دولت واشنگتن وکمیسیون اروپا بهره مند گردیده اند. برغم این موضوع، سهم صادرات در تولید جهانى مواد غذایى بسیار اندک است. صرفاً بخش کوچکى از برنج، گندم و یا ذرت تولید شده درجهان صادرگردیده و بخش اعظم آن درمحل مصرف مى گردد. با این حال، قیمت هاى بازارهاى صادرات است که قیمت را در بازارهاى محلى تعیین مى کند. و این درحالى است که، قیمت هاى بازارهاى صادرات در آمریکا و اساساً در سه بورس «شیکاگو» ، «مینیاپلیس» و «کانزاس سیتی» مشخص مى گردد. نتیجه آن که، قیمت برنج، گندم و یا ذرت در «تومبوکتو»، «مکزیکو»، «نایروبی» و «اسلام آباد» به طور مستقیم از تحولات قیمت این غلات و دانه ها در بازارهاى بورسى آمریکا تأثیر مى پذیرد. در سال 2008، مقامات کشورهاى در حال توسعه به دلیل وضعیت اضطرارى موجود و از بیم بروز شورش هاى سرنگون ساز در چهارگوشه جهان، به اجبار به اتخاذ اقداماتى در جهت تضمین امکان دسترسى شهروندان به مواد غذایى پایه، روى آوردند. اما، اگر کار بدینجا کشیده، دلیل آنست که در طول دهه هاى متوالى دولت ها بتدریج از حمایت از تولیدکنندگان محلى غلات- که غالباً تولیدکنندگان کوچک هستند- دست کشیده، نسخه هاى نئولیبرال ها را که در چهارچوب طرح هاى یکسان سازى ساختارى و برنامه هاى کاهش فقر، از سوى نهادهایى چون «بانک جهانی» و «صندوق بین المللى پول» تهیه و تحمیل شده است، پیچیده اند. این نهادها به نام مبارزه با فقر دولت ها را متقاعد ساخته اند سیاست هایى را به کار گیرند که امروز سبب پدیدآمدن و حتى تحکیم فقر گردیده است. علاوه بر این، طى سال هاى گذشته بسیارى از دولت ها معاهدات دوجانبه (به ویژه در زمینه تجارت آزاد) به امضا رسانده اند که به وخامت اوضاع دامن زده است. مذاکرات تجارى «سازمان تجارت جهانی» در چهارچوب سیکل «دوحه» نیز پیامدهاى شومى را بدنبال داشته است. چه اتفاقى رخ داده است؟ ¤ پرده اول: کشورهاى در حال توسعه از حمایت هاى گمرکى که به کشاورزان محلى اجازه مى دهد از گزند بازار رقابت تولیدکنندگان کشاورزى خارجی، به ویژه شرکت هاى بزرگ صادرکننده محصولات کشاورزى آمریکاى شمالى و اروپایی، مصون بمانند، دست کشیده اند. این شرکت ها از طریق ارائه تولیدات کشاورزى زیرقیمت تولید کشاورزان و دامداران محلی، بازارهاى محلى را تسخیر و موجبات ورشکستگى این کشاورزان و دامداران را فراهم آورده اند. بسیارى از این افراد به شهرهاى بزرگ کشور خود و یا صنعتى ترین کشورهاى خارجى کوچ کرده اند. به گزارش سازمان تجارت جهانی، یارانه هایى که دولت هاى شمالى در بازار داخلى به حساب هاى کارخانجات کشاورزى بزرگ خود واریز مى کنند، نقض مقررات ضد دامپینگ محسوب نمى شود. همان گونه که «ژاک برتلو» اقتصاددان مى نویسد: «در حالیکه، از نظر مردم کوچه و خیابان هنگامى دامپینگ صورت مى پذیرد که کالا به قیمتى زیر قیمت متوسط تولید کشور صادرکننده صادر گردد، از دیدگاه سازمان تجارت جهانی،  مادامى که کالا به قیمت داخلى صادر مى شود- اگرچه این قیمت زیر قیمت متوسط تولید باشد- هیچ دامپینگى صورت نگرفته است.» در یک کلام، کشورهاى اتحادیه اروپا، آمریکا و یا دیگر کشورهاى صادرکننده مى توانند با تولیدات کشاورزى خود- که از یارانه هاى داخلى هنگفتى بهره مندند- بازارهاى دیگران را به تصرف خود درآورند. و ذرت صادراتى آمریکا به مکزیک نمونه بارز این مدعى است. مکزیک به دلیل معاهده تجارت آزاد که بین این کشور و آمریکا و کانادا به امضا رسیده، از حمایت هاى گمرکى خود در قبال همسایگان شمالى دست کشیده است. صادرات ذرت آمریکا به مکزیک در سال هاى 3199 (آخرین سال پیش از اجراى معاهده تجارت آزاد) و 6200 به 9 برابر افزایش یافته است. بدین ترتیب، صدها هزار خانواده مکزیکى به انصراف از تولید ذرت وادار گردیده اند، چراکه تولید ذرت داخلى بسیارگرانتر از ذرت وارداتى از آمریکا (که به کمک تکنولوژى صنعتى تولید گردیده و از یارانه اى قوى برخوردار است) تمام مى شود. و این موضوع صرفاً یک ماجراى غم انگیز اقتصادى نبوده، بلکه حکم از دست دادن هویت ملى را داشته است، چراکه ذرت در فرهنگ مکزیک، به ویژه نزد اقوام سرخپوست «مایا» نماد زندگى است. بخش اعظم کشاورزان ذرت کار مزارع خود را ترک و در جست وجوى شغلى دیگر، راهى شهرهاى صنعتى مکزیک و یا آمریکا شده اند. ¤ پرده دوم: مکزیک که از این پس براى تغذیه مردمش به ذرت آمریکا وابسته است، با افزایش ناگهانى قیمت این غله روبروست، که این افزایش قیمت از سویى از بهره بردارى ها و سودجویى هاى بورس هاى «شیکاگو»، «کانزاس سیتی» و «مینیاپلیس» حاصل مى گردد و از دیگرسو، به دلیل تهیه «اتانول» از ذرت در کشور همسایه شمالی. تولیدکنندگان مکزیکى ذرت حرفه خود را ترک گفته و دیگر وجود خارجى ندارند که پاسخگوى تقاضاى داخلى باشند و مصرف کنندگان مکزیکى با انفجار قیمت مواد غذایى پایه خود یعنى «تورتیلا» که از ذرت تهیه شده و حکم نان و یا کاسه برنج دیگر اقوام را دارد، مواجه گردیده اند. در سال 7200، اعتراض هایى عظیم علیه افزایش قیمت ذرت سراسر مکزیک را بشدت تکان داد. در شرایطى ویژه، همین علل نتایجى بیش و کم مشابه به بار آورده است. تعامل و تأثیرپذیرى بازارهاى غذایى جهان از یکدیگر به سطحى بى سابقه دست یافته است. بحران غذایى جهانى نیروى محرکه جامعه سرمایه دارى را به نمایش مى گذارد که چیزى جز جست و جوى حداکثر سود شخصى ممکن در کوتاه مدت نیست. از دید کاپیتالیست ها، ماده غذایى صرفاً متاعى است که باید با بیشترین سود ممکن فروخته شود. غذا، عنصر اساسى حفظ حیات بشر، به ابزارى کامل براى سودجویى تبدیل گردیده است. اما، این منطق مرگ آور باید که پایان پذیرد و باید که کنترل سرمایه بر وسایل و امکانات بزرگ تولید و تجارت تولیدات ازبین برده شده،  اولویت به سیاست حاکمیت مواد غذایى داده شود. بحران اقتصادى و مالی سال هاى 7200 و 8200 همچنین شاهد مهمترین بحران اقتصادى و مالى بین المللى از زمان بحران سال 9192، نیز بوده است. و اگر مداخله گسترده و هماهنگ دولت هایى که به یارى بانکداران دزد شتافته اند نبود، بحران کنونى ابعادى بسیار گسترده تر مى یافت. در این جا نیز پیوند و تعامل بحران ها چشمگیر است. بین 13 دسامبر 7200 و پایان سپتامبر 8200، تمامى بورس هاى کره زمین سیرى بشدت نزولى را پى گرفتند که بین 52 تا 53 درصد- و گاه بیشتر- براى بورس هاى کشورهاى صنعتى تر، 05 درصد براى روسیه و ترکیه و تا 06 درصد براى چین بوده است. انباشته شدن وحشتناک بدهى هاى خصوصى ناشى از سرمایه هاى خیالى بدون پشتوانه، سرانجام در کشورهاى صنعتى تر و در وهله نخست در آمریکا که بدهکارترین اقتصاد کره زمین است، اوضاع را به انفجار کشانده است. در واقع، مجموع بدهى هاى دولتى و خصوصى آمریکا در سال 8200 به 05 هزار میلیارد دلار یعنى 035 درصد تولید ناخالص ملى بالغ مى گردد. این بحران اقتصادى و مالى که تاکنون کل جهان را دستخوش ساخته، کشورهاى در حال توسعه و حتى برخى از آنها را که خود را مصون و در امان مى بینند، روز به روز بیشتر تحت تاثیر قرار مى دهد. جهانى سازى کاپیتالیستى اقتصادها را از یکدیگر جدا و یا آنها را غیرمرتبط نساخته است. برعکس، کشورهایى چون چین، برزیل، هند و یا روسیه نتوانسته اند اقتصاد خود را در برابر این بحران محفوظ بدارند. بحران آب و هوایى پیامدهاى تغییرات آب و هوا موقتاً خبر اول رویدادهاى جهان را ترک گفته و جاى خود را به بحران مالى بخشیده اند. معهذا، این روند در سطح کره زمین کماکان جارى است و در این جا نیز پیوند بحران ها و تاثیرپذیرى آنها از یکدیگر کاملاً بارز است. قدر مسلم آن که، مردم کشورهاى «فقیر» بسیار بیشتر از کشورهاى «ثروتمند» از بحران موجود تاثیر مى پذیرند، اما هیچکس جان سالم بدر نخواهد برد. پیوند این سه بحران لزوم رهایى یافتن از جامعه کاپیتالیستى و الگوى تولید آن را به ملل جهان مى نمایاند. تعامل و پیوند بحران هاى کاپیتالیستى نشان مى دهد که تدوین برنامه اى ضد کاپیتالیستى و انقلابى در سطح جهان امرى ضرورى است. براى این که راه حل ها به سود ملت ها و طبیعت عمل کنند، باید که بین المللى و اصولى باشند. بشریت دیگر نمى تواند به راه حل هاى «نصفه و نیمه» اکتفا کند. منابع: سایت هاى «ولتر» و «موندیالیزاسیون کانادا»


 
 
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧  

امپراتورى روبه زوال

برروى اکران شبکه خبرى «سى ان ان»، «میخائیل گورباچف» رژه ارقام فاجعه مالى آمریکا را -که در بورس هاى سراسر جهان نیز مشهود است- با چشمانى که چیزى از آنها خوانده نمى شود، نظاره مى کند. و اگر چه هیچ چیز مسرور کننده اى در آنها نمى بیند، اما از خنده اى کوتاه و ناگهانى نیز نمى تواند خوددارى کند: «این را دیگر نمى توانند بگویند که تقصیر کمونیسم یا روسیه است. خودشان به تنهایى آن را بنا کرده اند، با دست هاى خودشان. اعتبار آمریکا از این موضوع تأثیر پذیرفته و دیگر نابود شده است. همینطور، الگوى اقتصادى و اجتماعى و جهانى سازى بى نظم و بدون سازماندهى اش، که به همه جهان نیز آن را آموزش داده است.» رهبر سابق شوروى به خبرنگاران بیشمارى که وى را با سؤالات پى در پى خود پیرامون بحران مالی، «جنگ سرد جدید»، «پوتین» و «مدودوف» و... بمباران کرده اند، یادآورى مى کند که حتى اندیشه دیدار «ونیز سن سرولو»- با عنوان «محیط زیست: از هشدار جهانى تا هشدار براى رسانه ها»- خود بیانگر آن است که بسیارى چیزها مى توانست از قبل پیش بینى شود، و در واقع پیش بینى نیز شده است. و این که، تولد «مجمع سیاسى جهان» پنج سال پیش در «بوسکو مارنگو» و «تورینو» دقیقا پاسخى بوده است به این احساس درونى که «در آستانه یک بحران بزرگ جهانى قرار داریم.» «گورباچف» در آغاز سخنان خود مى گوید: همان زمان بسیار واضح و روشن بود که الگوى جهانى سازى آمریکایى پایدار نبوده، مولد تشنجات بسیار در نظام ها خواهد بود. و این بحران مالى که پیامدهاى مخرب آن بر اقتصاد جهانى بسرعت بارز خواهد شد، تنها بحران موجود نیست. بحران هاى دیگرى نیز وجود دارد که به طور همزمان و با سرعتى فزاینده در حال بروز هستند. بحران هایى در زمینه انرژی، آب، موادغذایی، جمعیت، تغییرات آب و هوایی، تخریب اکوسیستم ها و... من در آن زمان چیزهایى گفتم که هیچکس بدانها گوش نسپرد. این که، براى رویارویى با خطراتى که در افق نمایان مى گردد -و برخلاف برخى ادعاها در مورد غیرقابل پیش بینى بودنشان، کاملا هم قابل پیش بینى و جلوگیرى هستند- لازم بود معمارى نوینى براى نهادهاى بین المللى در نظر گرفته شود، چرا که کاملا بارز و مسلم است که آنچه ما داریم توانایى مقابله با این خطرات را ندارد. چهره فلاکت بار «صندوق بین المللى پول» را ببینید که، غرق در عظمت چشمگیر فاجعه مالی، چگونه در غبار وحشت بورس ها گم شده است! اما، این صرفا یک نمونه است. واقعیت این است که این معمارى نوین فرض را بر شناسایى کثرت گرایى جهان پس از فروپاشى اتحاد شوروى مى گذاشت. بدین معنا که، پس از فروپاشى اتحاد شوروى کشورهاى قدرتمندى وجود داشتند که مایل بودند نقشى فعال ایفا کنند. که از آن جمله اند، چین، هند، برزیل، آفریقاى جنوبی، اندونزى و البته، روسیه. اما برعکس، واشنگتن آسانترین راه حل را برگزید، راه حل امپراتورى را! آنها بر این پندار بودند که قادرند- و حتی، این وظیفه را دارند- که بتنهایى و براى همگان تصمیم بگیرند. و طبیعتا، با ایجاد ثروت براى خودشان، بدهکار شدن و چاپ ده ها و شاید صدها میلیارد دلار اسکناس که هیچ پشتوانه دیگرى جز قدرت نظامى شان نداشت. و حالا، ما با انگشت نشان مى دهیم که جهان تک قطبى شکست خورده است. زیرا، علاوه بر این که عمیقا ناعادلانه بود، بلحاظ سیاسى نیز غیرواقع بینانه و از نقطه نظر فیزیکى توجیه ناپذیر و غیرقابل تحمل هم بوده و هست. ¤ منظور شما از این توصیف که «بلحاظ فیزیکى توجیه ناپذیر و غیرقابل تحمل است»، چیست؟ - منظورم این است که در مغایرت با قوانین فیزیک و شیمى قرار دارد، زیرا که در نظامى با منابع محدود نمى تواند توسعه اى نامحدود وجود داشته باشد. و الگوى یک نظام کاپیتالیستى که از قوه محرکه اى برخوردار است، تماما براساس توهماتى در مورد بى حد و حصر بودن منابعى ناموجود بنا شده است. نمى توان بر روى منافعى که باید به هر قیمت روز به روز افزایش یابند، حساب کرد زیرا که لحظه اى فرا مى رسد که نمودار سیرى نزولى اختیار مى کند. به همین ترتیب، نمى توان به سمت مصرف بى رویه و نامحدود سوق داد، زیرا که منابع- و در وهله نخست، منابع انرژى زا- تعیین شده و محدود هستند. زیرا که با استفاده از انرژى هاى فسیلى با آهنگ جنون آمیز کنونی، مقادیر عظیمى گاز کربنیک آزاد و کره زمین را فراى حدود توازن و تعادل هایى که براى پدید آمدن هزاران سال زمان برده اند، گرم مى کنیم. ¤ پس چه باید کرد؟ - باید که تا هنوز فرصتى باقى است، الگو را تغییر داد. بازار بدون قوانین و مقررات یک فاجعه بوده، نئولیبرالیسم فریبى جهانى از آب درآمده است. ¤ اما چنین چیزى جهش هایى عظیم و فوق العاده در عادات و شرایط زندگى میلیاردها انسان مى طلبد... - به دو شیوه مى توان با مسئله برخورد کرد. نخست آن که، «حقیقت را از همگان پنهان داریم» و تصمیماتى را که مى دانیم نامحبوب هستند، به بعد موکول کنیم. و این مانع از آن خواهد شد که مردم اوضاع را درک و به تغییر شیوه زندگى خود عمل کنند، و در نتیجه نیز، سبب بروز دیگر بحران هاى ویرانگر خواهد گردید. و یا این که، تصمیم به بیان حقیقت بگیریم و عاقلانه شروع به سازماندهى کنیم، بدین معنا که در زمان مناسب تغییر را آغاز کنیم. یک «گلاسنوست» (شفافیت اقتصادی) جهانى لازم است. ¤ اما، چگونه مى توان بدان عمل کرد؟ - «مجمع سیاسى جهان» بهمراه «باشگاه رم»، ایالت ونیز و وزارت محیط زیست اندیشه اى را رواج داده اند که عاملان رسانه اى بسیارى را مى طلبد. رسانه ها مى توانند ناقلان قدرتمند اطلاعات و عاملان قدرتمند شکل بخشیدن به افکار عمومى باشند. اما، آنها خود نیز باید تغییر کنند، زیرا که تا به امروز پیامى که پخش کرده اند کاملا مخالف هرگونه دورنماى مداومت بوده است. ¤ آیا شما ارتباطى میان این بحران ها و تنش هاى جدید بین المللى و بازگشت به جنگ سرد مى بینید؟ - ارتباطى غیرمستقیم اما  کاملا بارز وجود دارد. کشورهاى قدرتمند جدید، مانند روسیه و چین، عاملان جدید صحنه بین المللى اند. منافع آنها با یکدیگر در انطباق نبوده، با منافع آمریکا نیز تجدید نمى گردد. قوانین و مقررات آمریکا را نمى توان به دو کشور فوق تحمیل کرد. جنگ گرجستان علیه اوستیاى جنوبى نمونه اى است که نشان مى دهد چگونه کوشیده اند قوانین و مقررات امپراتورى را به روسیه تحمیل کنند. و این به زیان  امپراتورى تمام شده است. ¤ منظورتان این است که روسیه از این پس رفتارى سخت و جدى اتخاذ خواهد کرد؟ - روسیه به روى گفتمان باز است، اما در مقابل چیزهایى که مى خواهند به این کشور تحمیل کنند، بسته خواهد ماند. برگزارى کنفرانسى تازه پیرامون امنیت جمعى که به ایجاد شکلى از شوراى امنیت اروپا با اختیارات لازم و نیروهاى میانجى بیانجامد، امرى ضرورى است. باید این روند را آغاز و از ضربه ها و اقدامات یکجانبه، بکارگیرى زور و قدرت، گسترش اتحادهاى نظامى (بدیهى است که از ناتو صحبت مى کنم) اجتناب کرد و  از استقرار سیستم هاى تسلیحاتى جدید (بدون شک، منظورم موشک هاى آمریکا در لهستان و رادار این کشور در جمهورى چک است) انصراف داد. ¤ در مورد «پوتین» چه نظرى دارید؟ - او اشتباهاتى داشته است، اما این را نیز باید در نظر داشت که وى کشورى را از «یلتسین» به  ارث برد که از هم فرو پاشیده بود. در مجموع، به نظرم که نکات مثبت به بخش هاى منفى مى چربد، و با فاصله زیاد ما باید از او متشکر باشیم. ¤ اما، از دموکراسى در روسیه صحبتى به میان نیست؟ - پس از رفتار وقیحانه و بى ادبانه رسانه هاى غربى پیرامون تهاجم گرجستان به اوستیاى جنوبی، فکر مى کنم که ادعاى غرب براى آموزش دموکراسى به روسیه باید ابعاد دیگرى به خود بگیرد. غربى ها و اروپایى ها باید بیاموزند کمى صبر و حوصله به خرج دهند، دست کم بدین خاطر که چاره اى جز این ندارند. اروپا براى بناى حاکمیت قانون قرن ها وقت صرف کرده است. به ما فرصت دهید و سعى نکنید برایمان کلاس درس برگزار کنید. ما قادریم خودمان بتنهایى بیاموزیم. ¤ آیا این صحت دارد که شما حزبى تاسیس کرده اید؟ - در فکر آن هستم، خواهیم دید. اما، فکر مى کنم ما به احزابى متفاوت از احزاب خریدارى شده و یا قابل خریدارى نیاز داریم. سازمان هایى دموکراتیک نیاز است که شرکت شهروندان را ممکن و میسر سازند، وگرنه جدایى میان سیاست و مردم افزایش خواهد یافت. در حالى که، براى تغییرات اجتناب ناپذیرى که در راه است، لازم است که میلیون ها تن فعال و آگاه باشند. این موضوع در مورد روسیه صداقت دارد، اما براى غربى ها نیز صادق است و حتی، براى اروپایى ها. منابع: روزنامه «لااستامپا»،